نامه‌ها

Home نامه‌ها
نامه شماره ۱۵

نامه شماره ۱۵

زندگی معجزه است. چند روزی‌ست می‌خواهم برایت درباره‌اش بنویسم و نمی‌شود. هم تو تب کردی و هم دندان عقل من به فریادم آورد. هنوز هم همین است. خوابمان شکسته و نیمه شب با خودم گفتم اگر شده تنها بند نخست نامه را بنویسم بهتر از این دل دل کردن است.

نامه شماره ۱۴

نامه شماره ۱۴

گاهی رخدادهای بد زندگی کوتاهند. یک زلزله خیلی که دراز بشود، یک دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد. همین دعوای امروز صبح ما با آن خانمی که دست کم از یک «مرد» نداشت، یک دقیقه هم طول نکشید

نامه شماره ۱۰

نامه شماره ۱۰

دیگر ماندن پَسِ دغدغه ها نه کار درستی است و نه ممکن است. باید خیلی زودتر می نوشتم. حالا نزدیک یک سال از آمدنت گذشته و من تازه پس از سالی سکوت، دارم  می نویسم. 

نامه شماره ۷

نامه شماره ۷

سه چهار روز می‌شود که هیچ ننوشته‌ام و هیچ پیامی نفرستاده‌ام. دلخور نشو! گرفتار بودم، نه این‌که در اندیشه‌ات شب و روز نگذرانده باشم. خیلی فرق هست میان بی‌پیامی و بی‌خیالی

نامه شماره ۶

نامه شماره ۶

نکند گمان کنی تو تنها کسی هستی که داری آماده‌ی بیرون آمدن می‌شوی! همه همین داستان را داشته‌اند. حمید (که حالا نمی‌شناسی‌اش) هم آن‌زمانی که در خانه‌ی امن بودم با من حرف می‌زد

همرسانی
Copy link
Powered by Social Snap